<$BlogRSDUrl$>

Friday, August 08, 2003

نخستين تحصن روزنامه نگاران در ايران

گروهی از خبرنگاران روزنامه های ايران روز جمعه هشتم اوت (17 تير) که در ايران به عنوان روز خبرنگار خوانده می شود، در اقدامی بی سابقه در عمر 24 ساله جمهوری اسلامی، با بر زمين گذاشتن قلم های خود در اعتراض به برخوردهايی که با آنان صورت می گيرد دست به تحصن زدند.

اين خبرنگاران روز جمعه در محل دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران تجمع کردند و به نشانه اعتراض از حضور يافتن در محل های کار خود سر باز زدند.

تعداد روزنامه نگارانی که دست به تحصن زده اند هنوز مشخص نيست.

اگرچه در ايران روزنامه ها در روزهای جمعه منتشر نمی شوند اما روزنامه های صبح که يک روز قبل مطالب آنها آماده می شود روزهای جمعه فعال هستند.

هيچيک از مديران روزنامه ها رسما از اين اقدام حمايت نکرده اند.

روزنامه های محافظه کار نظير کيهان، جمهوری اسلامی و رسالت شديدا با اين حرکت ابراز مخالفت کرده اند و راديو تلويزيون دولتی ايران نيز با بی تفاوتی نسبت به اين قضيه برخورد کرده است.

در چند سال اخير در ايران نزديک به 90 روزنامه توسط قوه قضائيه تعطيل شده و ده ها روزنامه نگار محاکمه و تعداد زيادی از آنها به زندان محکوم شده اند.

روز جمعه در عين حال در مراسمی که در تالار وحدت تهران برگزار شد، خبرنگاران برتر در رشته های گوناگون معرفی شدند و جوايزی به آنها اهدا شد.

خبرهای تکميلی درباره تحصن روزنامه نگاران متعاقبا ارائه خواهد شد.

بی بی سی

نوه خمينی، حقيقت يا حقه ديگر رژيم برای بقاء؟

سيد حسين خمينی، نوه آيت الله خمينی، رهبر انقلاب اسلامی ايران که مدتی است به عراق رفته در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی گفته است که حکومت دينی منحصراً بايد در دست کسی باشد که به خداوند مستقيماً اتصال داشته باشد، يعنی پيامبر يا امامان معصوم و در شرايط کنونی که امام معصوم (امام دوازدهم شيعيان) در غيبت است کسی صلاحيت تشکيل حکومت دينی ندارد.

باور وی کاملاً با عقيده پدربزرگش منافات دارد که معتقد به تشکيل حکومت دينی بود و فقها را تنها کسانی می دانست که صلاحيت رهبری حکومت اسلامی دارند.

اما سيد حسين خمينی در گفت و گو با روزنامه هلندی ن. ر. ث. هندلز بلاد که يکشنبه گذشته (سوم اوت) منتشر شد گفته بود که اگر آيت الله خمينی اکنون زنده می بود به صف مخالفان حکومت ايران می پيوست چون حکومت اسلامی حاکم بر ايران به گفته او، رفتاری ظالمانه در پيش گرفته و حتی به احکام اسلام که خود مدعی آن است عمل نمی کند.

وی اعدام افراد، مصادره اموال و بازداشتهای غيرقانونی را نمونه های اين رفتار ظالمانه می داند.

سيد حسين خمينی تأکيد می کند که در سالهای آغازين برقراری جمهوری اسلامی در ايران که آيت الله خمينی رهبری کشور را در دست داشت نيز همين رفتارها بشدت از حکومت سر می زد و می گويد او در همان سالها نيز به اين گونه اعمال معترض بوده است.

آقای خمينی معتقد است که محمد خاتمی، رئيس جمهور اصلاح طلب ايران و يارانش در برنامه های اصلاحی خود ناکام مانده اند و علت اين ناکامی در دوگانگی ای است که در بافت نظام حکومتی و قانون اساسی ايران نهفته است.

او اعتقاد به تعيين نظام حاکم بر ايران از طريق همه پرسی دارد و می گويد آنانی که بيست و چهار سال پيش به برپايی نظام جمهوری اسلامی در ايران رأی مثبت دادند اکنون اقليت جمعيت کشور را تشکيل می دهند.

وی که برقراری آزادی در ايران را اصل و مقدم بر هر چيز ديگری می داند، با اينکه اين آزادی از طريق مداخله آمريکا در ايران برقرار باشد مخالف نيست و می گويد اگر ملت ايران در تلاش برای دستيابی به آزادی همه راهها را به روی خود بسته ببيند نبايد از رسيدن به آزادی منصرف شود و از آزادی محروم بماند که در اين صورت مداخله آمريکا هم می تواند راهی برای رسيدن به آزادی باشد.

گفت و گو با سيد حسين خمينی

بي بی سی

آزادی ‌٩ تن از دانشجويان بازداشتی وقايع اخير














خبرگزاری ايسنا

Saturday, August 02, 2003

وب سايت پشت پرده www.poshtepardeh.com

Friday, August 01, 2003

متن كامل نطق «داوود سليماني»در مجلس : قوه قضائيه به جای عذر خواهی برای قتل زهرا کاظمی به نماينده مجلس خط و نشان ميکشد

نطق امروز من در شرايطي ايراد مي‌شود كه اكثريت قاطع نمايندگان ملت ـ در شرايط حساس و تعيين‌كننده كشور ـ آنچه را كه شرط بلاغ بوده است با مسؤولان رده بالاي نظام و شما مردم در ميان گذاشته‌اند، نظام ج.‌ا.‌ا، نعمتي بود كه خداوند در اختيار ملت ايران گذارد و اينك هماره ما را بدان مي‌آزمايد كه: «احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امناوهم لايفتنون»؛ مجلس ششم همواره با تأكيد بر حفظ حرمت و كرامت انسان و حقوق شهروندي همه آحاد ملت و با تأكيد بر اهداف اصلاح‌طلبانه، خطراتي را كه مشروعيت مردمي نظام را كاهش مي‌دهد گوشزد نموده است و تنها راه مقابله با انواع تهديدهاي داخلي و خارجي عليه نظام را تقويت مشروعيت مردمي و كاهش شكاف ملت ـ حاكميت دانسته و براي توسعه همه‌جانبه، راهبرد تأمين و تضمين حقوق و آزادي‌هاي سياسي ـ اجتماعي را، امري اجتناب‌ناپذير مي‌داند.

اي مردم، امروز نيز خادمان شما در خانه ملت احساس مي‌كنند كه بنا به وظيفه بايد دردمندانه و از سر خضوع و تواضع و به اميد اصلاح، نكاتي را بيان دارند:

1ـ امروزه روش‌هاي اقتدارگرايانه نه تنها امنيت را به دنبال ندارد، بلكه به تضعيف امنيت و تشديد جنبش‌‌ها و حركت‌هاي افراطي و هنجارشكن در جامعه كمك مي‌كند. پس براي حفظ حرمت انسان و پاسداري از حركت اصلاحي آغاز شده بايد چاره‌اي انديشيد.

نمي‌توان براي خارج از مرزها شعار دموكراسي داد و به حق تعيين سرنوشت براي مردم عراق و افغانستان و فلسطين تأكيد كرد، ولي مردم و مجلس آنان را دور زد و اقتدار ملت و رأي آنها را ناديده گرفت. نمي‌توان شعار آزادي داد ولي در عمل انتقادها را با حربه بازداشت و توقيف و زندان پاسخ گفت، نمي‌توان شعار قانونگرايي داد ولي برخلاف قوانين، خبرنگاري را بازداشت كرده و سرنوشت وي را به دست مرگ سپرد و به جاي عذرخواهي، احدي از مسؤولان قوه قضائيه از جايگاهي كه بايد داد مردم بستاند، در پس پرده اتهام جاسوس بودن خبرنگار مذكور، به دفاع از عملكردهاي غيرقانوني و برخوردهاي غيراصولي نظير الزام به تهيه گزارش سكته مغزي و غير آن پرداخته و در پاسخ به نماينده محترم تهران، كه بر اين قانون‌شكني اعتراض مي‌كند، وي را تخطئه و براي او خط و نشان كشيد. هشدار مي‌دهم آن روي سكه النصر بالرعب، النصر بالجور است و خدا آن روز را نياورد كه براي حفظ قدرت، ظلم توجيه شرعي شود.

به راستي اگر نيروهاي داخلي نظام نتوانند در چارچوب قانون اساسي، به اصلاح امور بپردازند، چه كسي يا كساني و به چه روش‌هايي دست به اين كار خواهند زد؟

ما و شما به خوبي مي‌دانيم كه اپوزيسيون خارج‌نشين به دليل فقدان پايگاه و رهبري در داخل كشور قطعاً نمي‌تواند شكاف و خلأ دولت ـ حاكميت را پر كند. ما و شما مي‌دانيم كه آمريكا و يا هر كشور بيگانه ديگري به دليل فقدان پايگاه و رهبري در داخل كشور ـ و سابقه سياه سياسي نزد ملت ـ نمي‌تواند در حاكميت دموكراسي در ايران موفق باشد و ملت نيز اين اجازه را به بيگانگان ـ چنانكه تجربه كرده‌اند ـ نخواهد داد؛ ولي چرا بايد به اپوزيسيون خارج‌نشين و آمريكا كه مترصد مداخله در امور كشورند، بهانه‌هايي بدهيم كه از آن براي فشار به جامعه بين‌الملل و تغيير مشي آنان با جمهوري اسلامي استفاده كنند؟ بايد گفت كساني كه با رفتارهاي خود بهانه به دست آمريكا مي‌دهند مزدور بي‌مزد و منت آمريكا هستند.

2- امروز حفظ نظام جمهوري اسلامي از يك سو در گرو اجماع و همدلي و اعتماد داخلي مردم نسبت به نظام است و از سويي ديگر بايد تلاش ما در سطح بين‌المللي مصروف «منع اجماع جهاني عليه ايران» گردد.

اتحاديه اروپا كه تاكنون در برخي مواضع، از همراهي با آمريكا خودداري مي‌كرد، متأسفانه براساس آنچه كه بيانيه اخير اين اتحاديه درباره ايران در بر دارد ـ اينك نسبت به پاره‌اي ندانم‌كاري‌‌ها مسأله‌دار شده است.

آيا اين به معناي فرصت‌سوزي و از دست دادن بركات دوم خرداد ـ كه تغيير مشي دولت‌‌ها و جامعه بين‌المللي را به همراه داشت نيست؟ به راستي چه عواملي باعث شده است جايگاه ايران كه با مشي ابتكاري آقاي خاتمي در سازمان ملل و تصويب سال 2001 به نام گفت‌وگوي تمدن‌‌ها به اعتلايي شايسته كشور و ملت ايران رسيد و تيغ راهبردهاي آمريكا در برابر ملت ايران را كند كرد، اين چنين مورد ترديد جدي قرار گيرد؟ و چرا پرونده‌هايي نظير قضيه آرژانتين دوباره مطرح مي‌شود، چرا ژاپن بايد نسبت به مشاركت در طرح ميدان آزادگان ـ كه تا چندي پيش خود به دنبال آن بود ـ پا پس بكشد؟

چرا بايد دولت كانادا به اين موضع برسد؟ و به راستي به چه دليل اتحاديه اروپا چنين بيانيه‌اي را صادر مي‌كند، آيا جريان ميكونوس به وضع بدتري تجديد نمي‌شود؟

بيفزاييد گزارش‌هايي كه اينك درخصوص نقض حقوق بشر در ايران براساس سوء عملكرد جريانات مسؤول و غيرمسؤول در كشور، تهيه مي‌شود، بازداشت گروه‌هاي سياسي نظير ملي ـ مذهبي‌‌ها كه پس از گذشت بيش از چهل روز هنوز سرنوشت آنان ـ كه در كجا محبوس‌اند و چه رفتاري با آنان مي‌شود ـ بر خانواده‌هاي آنان مكتوم است؛ توقيف روزنامه‌‌ها و روزنامه‌نگاران، تهديد و ارعاب نمايندگان ملت، بازداشت دانشجويان و اعتراف‌گيري‌هاي موهوم، مشكوك و ترديدبرانگيز از آنان با جهت‌گيري‌هاي خاصي كه طراحي يك سناريو براي تصفيه‌حساب‌هاي سياسي و جناحي را تداعي مي‌كند؛ فشار به احزاب سياسي و زندانيان سياسي نظير رفتارها و اقدامات موهني كه بر امثال عباس عبدي رفته و مي‌رود؛ احكام محيرالعقولي كه براي امثال هاشم آقاجري صادر شده است و برخوردهايي نظير زهرا كاظمي‌؛ كه همه اينها ـ كه نه ـ فقط يك جزء آن، فريادي علي‌وار مي‌طلبد، آن علي كه از ظلمي كه بر غصب خلخالي رفت آنسان خروشيد و مردن بر آن فاجعه را جاي ملامت ندانست.

علاوه بر اينكه هيچ‌يك از اين رفتارها توجيه شرعي و عقلي ندارد؛ همه، گزك‌هايي است كه براي نقض حقوق بشر و يا عدم وجود دموكراسي، به دست بيگانگان مي‌دهد، آيا اين رفتارها به منع اجماع جامعه بين‌الملل عليه ايران كمك مي‌كند و يا فرصت عملي اقدام عليه نظام را فراهم مي‌نمايد؟ به راستي كه پاسخگوست؟

چرا بايد امثال ادوارد سعيد، نوام چامسكي و رژي دبژه ـ كه به ضديت با سياست‌هاي توسعه‌طلبانه آمريكا و اسرائيل مشهورند ـ به جايي برسند كه امروز چنان نامه‌اي را در نقض حقوق بشر در ايران به كوفي عنان بنويسند و خواستار پايان دادن به اين وضعيت در ايران شوند؟ آيا بايد سياست داخلي ما نيز در خارج از مرزها رقم بخورد؟

آيا اين همان افتخاري است كه مضمون سخن امام راحل آن را در بر داشت كه ما در ايران حتي يك زنداني سياسي نداريم؟ آيا هنوز هم به اين سخن امام افتخار مي‌كنيم؟ يا اين سخن وي كه احزاب آزادند كه عقايد خود را ابراز كنند؟

آيا اين است معناي اين سخن امام كه «حفظ نظام از اوجب واجبات است»؟

نكند ما نظام را بدون ملت تصور كرده‌ايم؟ امروز صراحتاً اعلام مي‌كنيم، نظام جمهوري اسلامي ايران، بدون مردم، نظامي ديكتاتور و غيراسلامي خواهد بود و بدون حضور و نقش آنان در سرنوشت كشور و بدون حضور ملت و مجلسي كه نماينده راستين اين ملت است، نظام معنا نمي‌يابد.

نظام يعني ملت، حفظ ملت است كه از اوجب واجبات است و براي حفظ ملت نيز، هيچ عقد اخوتي بالاتر از پيمان و ميثاق با مردم بر اساس قانون اساسي نيست.

3- ما معتقديم امروز جريان اصلاحي در كشور- چه در عرصه امنيت و آزادي افراد و استقرار عدالت قضايي و چه در عرصه قانونگذاري ـ با موانعي جدي و مشكل‌ساز در مسير خود مواجه شده است و اين امر نياز به تدبير و مديريت دارد، تدبيري كه بتواند زودتر از گذر زمان تصميم بگيرد، زيرا گاه زمان نسخه خود را بر ما تحميل خواهد كرد و آنگاه ديگر وقت تدبير نيست.

ما بر اساس وظيفه و سوگندي كه ياد كرده‌ايم و از سر عشق به اين نظام كه حاصل خون‌هاي پاك شهيدان و مجاهدت‌هاي امام راحل است، مي‌گوييم و جز رضاي خدا به هيچ چيز نمي‌انديشيم و به ياري خدا اميدواريم.

اين تدبير در وهله اول متوجه عالي‌ترين مقام رسمي كشور يعني «مقام معظم رهبري» است، كه بر اساس وظايف و اختيارات اصل يكصد و دهم قانون اساسي و اصل پنجاه و هفتم آن، شايسته است ايشان پس از اعلام عفو عمومي كليه زندانيان سياسي نسبت به «قوه قضائيه»- كه سهم بسياري در سامان دادن و اصلاح امور و يا افساد آن دارد- تجديدنظر نموده و اين قوه را- چه به لحاظ جهت‌گيري و چه به لحاظ رفتارها و عملكردهاي قضايي ـ بالاخص در عرصه آزادي‌ها و حقوق اساسي ملت به پشتوانه ملت و با كمك قضات عادل و خدومي كه سرمايه اين قوه‌اند و سكوت اختيار كرده‌اند، اصلاح نمايند و همچنين با توجه به انسداد قانونگذاري در مسائل مهم و اساسي و تفسيرهاي سليقه‌اي و نحوه عملكرد شوراي نگهبان، شايسته است كه آنان را در نوع رفتار نسبت به لوايح و طرح‌هاي حياتي دولت و مجلس (نظير دو لايحه رئيس‌جمهوري) تعديل نموده و يا متناسب با فهم روز آمد از دين و خواست اكثريت ملت- كه به برنامه‌هاي رئيس‌جمهوري و مجلس اصلاحات رأي قاطع داده‌اند- تركيب آنها را تغيير دهند. اين اصلاحات نه ضدقانوني است و نه ضد عرف و نه خداي ناكرده خواسته‌اي خلاف موازين شرعي؛ اصلاح قوه قضائيه و شوراي نگهبان در حيطه مسؤوليت‌هاي مقام معظم رهبري است و بنده قلباً نمي‌خواهم كه آثار منفي اين رفتارها متوجه نظام و عالي‌ترين مقام كشور و متوجه جايگاه رهبري- يعني نماد حاكميت ملي- در نظام شود. ما فكر مي‌كنيم ادامه اين روند به هيچ روي به صلاح ملك و ملت نيست و نخواهد بود.

در همين جا بايد افزود كه آقاي خاتمي نيز در اين راه بايد متناسب با انتظارات ملت فعال‌تر از گذشته حركت‌هاي اصلاحي را تعقيب نموده و از موضع فعال در جهت تحقق شعارهاي مطرح شده و وعده‌هايي كه به ملت داده شده است عمل نمايد، اين انتظاري است كه ملت از وي دارد. ما اگر داوطلبانه تغيير رفتار ندهيم به ناچار- چه بخواهيم و چه نخواهيم- شاهد تغيير ساختار خواهيم بود.

4- در پايان بايد گفت، مردم ما بسيار خوبند، يك گام به نفع ملت، هزار گام اعتماد مي‌آفريند. هنوز اميد به اصلاح در دل‌هاي مردم ما زنده است. نگذاريم اين اميد- خداي ناكرده- به يأس تبديل شود، در آن صورت چه بسا مردم به روش‌هاي ديگري روي آورند كه حتي بايد براي اين موقعيت نيز برنامه و تدبير داشت. رفراندوم ملي مصرح در اصل پنجاه و نهم را در خصوص برخي اصلاحات نبايد از نظر دور داشت، تغيير ساختار حقوقي و بازنگري در قانون اساسي در اصل يكصد و هفتاد و هفتم قانون اساسي صراحتاً بيان شده است و اجراي اين اصلاح نه خيانت است و نه جنايت، مي‌توان با تجديدنظر در رويه‌ها و سعه‌صدر و گشايش قانوني فضا، اين خواسته‌ها را نيز با استفاده از ظرفيت‌هاي قانون اساسي عملي نمود.

در پايان بر اين باوريم تقويت نظام مردمسالار ديني، جز با اصلاحاتي كه به حاكميت هرچه بيشتر مردم بينجامد، امكان‌پذير نيست. اصلاحات آنگاه معنا مي‌يابد كه به اصلاح حاكميت به نفع مردم و براي مردم بينجامد، در غير اين صورت، اصلاحات، اصلاحاتي آمريكايي خواهد بود كه حضور آمريكا بر سرنوشت كشور را توجيه شرعي خواهد نمود.

پيک ايران

Tuesday, July 29, 2003

خدشه دار شدن حيثيت جمهوری اسلامی!!



چند روزی است بين شهرداری اصفهان و سازمان يوسنکو جنگی لفظی بر سر ساخت يک ساختمان بلند در نزديکی ميدان نقش جهان در جريان است.
يونسکو به جمهوری اسلامی اعلام کرده بود در صورتی که ساخت اين برج ادامه يابد، نام ميدان نقش جهان از فهرست آثار تاريخی یونسکو حذف خواهد شد.
همانطور که در عکسها می‌بينید، اين ساختمان از کنار ميدان نقش جهان سردرآورده و هيچ سازگاری با نمای اين ميدان ملی ندارد.
هفته گذشته رييس جمهور در نامه اي به وزارت كشور و فرهنگ و ارشاد اسلامي ضمن تأكيد بر حفظ حيثيت جمهوري اسلامي در مجامع جهاني، خواستار پيگيري مصوبه سازمان بين المللي يونسكو در خصوص برج جهان نما شد. در پس دستور رييس جمهور،‌احمد مسجد جامعي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي طي نامه اي از استاندار اصفهان خواست تا ضوابط اعلام شده توسط سازمان ميراث فرهنگي كشور در مورد پرونده جهان نما را اعمال كند. مسجد جامعي در نامه خود به « سيد محمود حسيني » استاندار اصفهان تأكيد كرده است :« به منظور جلوگيري از اقدام آتي سازمان يونسكو جهت حذف نام ميدان امام (نقش جهان ) اصفهان از فهرست آثار جهاني يونسكو و قرار دادن آن در فهرست آثار در معرض تهديد،‌دستور فرماييد با توجه به ضوابط نگهداري آثار فرهنگي كه در فهرست جهاني يونسكو ثبت شده است،‌مسئولان ذيربط از انجام هر گونه اقدام خلاف و مغاير با مصالح و حيثيت جمهوري اسلامي جلوگيري نمايند.»
از اين گزارش به سادگی پيداست خدشه دار شدن منظره يکی از مهمترين و معروفتىین آثار تاریخی ايران برای جمهوری اسلامی کمترین ارزشی ندارد و تنها دليل نامه رئيس جمهور وزير فرهنگ به استاندار اصفهان حفظ حيثيت نظام بوده است. با اين وجود استاندار اصفهان هنوز حاضر نشده با توقف ساخت و تخريب اين ساختمان نيمه کاره موافقت کند و همچنان بر ادامه ساخت آن پافشاری می‌کند.
يونسكو سال آينده خروج نقش جهان از فهرست جهانی را بررسی می‌كند.

Thursday, July 24, 2003

فراخوان انجمن دفاع از آزادی مطبوعات براي گردهمائی اعتراض آميز روز جمعه 17 مرداد

انجمن دفاع از آزادي مطبوعات خواهان تشكيل يك كميته حقيقت ياب به منظور تعيين علت مرگ زهرا كاظمي شد. به گفته ماشاء الله شمس الواعظين، سخنگوي اين انجمن، در اين كميته مستقل بايد نماينده اي از انجمن روزنامه نگاران، انجمن روزنامه نگاران زن، كميسيون اصل 90 مجلس و نماينده مديران مسئول هيات نظارت بر مطبوعات حضور داشته باشند. شمس الواعظين از تمام روزنامه نگاران ايران خواست روز جمعه 17 مرداد قلم ها را زمين بگذارند و از ساعت 4 تا 10 بعدازظهر در محل انجمن صنفي روزنامه نگاران حاضر شوند و به اين وسيله به محدوديت آزادي بيان اعتراض كنند.

راديو فردا

اعمال شكنجه هاي قرون وسطايي بر دانشجويان بازداشت شده رويدادهاي اخير

به دنبال قتل مرموز زهرا کاظمي در روند بازجويي، و اعتراض سازمانها و نهادهاي جهاني نسبت به عدم رعايت حقوق بشر در زندانهاي ايران، خانواده هاي دانشجويان زنداني حوادث اخير تهران، مراتب نگراني خود را از تکرار سرنوشت خانم کاظمي براي فرزندانشان اعلام کرده اند. اين خانواده ها در ديدار با اعضا و رئيس کميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي، از نحوه رفتار با فرزندانشان شکايت داشته و خواستار رسيدگي کميسيون مذکور به شکنجه و ضرب و شتم آنها در بازداشتگاهها شدندبه نقل از خانواده مهدي امين زاده وي طي 24 روز فقط 7 بار اجازه داشته به دستشويي برود و به گزارش خانواده عبدالله مومني يکي از دانشجويان عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت، به وي اجازه خواب داده نشده و در گوش او قطره قطره آب ريخته اند.

راديو فردا (متن کامل)

اعتراضهای غير خشونت آميز دمکراسی طلبانه در ايران، از ديد يک روزنامه آمريکايی

گلناز اسفندياري (راديوفردا): روزنامه کريستين ساينس مانيتور، چاپ آمريکا در مقاله اي به قلم دو تحليلگر، سناريويي را براي برخورد غير خشونت آميز با مسائل ايران پيشنهاد کرده است. اين دو تحليلگر پيتر اکرمن Peter Ackerman، تهيه کننده فيلم مستندي به نام «برافکندن يک ديکتاتور» که به دريافت جايزه مهم پيبادي نايل شده و جک دووال Jack DuVall، نويسنده کتابي به نام «نيرويي قدرتمند تر: سده اي بدون درگيري هاي خشونتبار» و مدير سازماني به نام مرکز بين المللي درگيري هاي غير خشونت آميز، در مقاله خود نوشته اند که از سر گرفته شدن تظاهرات اعتراض آميز به رهبري دانشجويان، بحثي را در واشنگتن شدت بخشيده است که با دو پرسش همراه است: نخست اينکه آيا اين اعتراضها توان تغيير رژيم را دارند، و ديگر اينکه چگونه پشتيباني خارجي مي تواند به چنين امري ياري رساند.
جمشيد زند (راديوفردا): پيتر اکرمن و جک دووال مي نويسند: تاريخ جنبشهاي مردمي نظير آنچه در ايران در حال شکل گيري است، نشان مي دهد که ناآرامي و آشوب در خيابانها براي سرنگون کردن يک رژيم کافي نيست. اگر کمکهاي آمريکا تنها به کمکهاي موجود دامن بزند و اگر هدف اپوزيسيون داخلي، تضعيف سرچشمه هاي قدرت اصلي رژيم نباشد، هيچ يک در ايجاد تغيير کارگر نخواهند بود.

انقلاب فيليپين، اتحادي که به سقوط پينوشه در شيلي انجاميد، جنبش ضد تبعيض نژادي آفريقاي جنوبي و جنبش هاي مردمي که رژيمهاي کمونيستي را در لهستان و اروپاي شرقي ساقط کرد، همگي ويژگي هاي استراتژيک مشترکي داشتند. اين جنبش ها عمدا غير خشونت آميز بودند، افتخار مي کردند که بومي اند، در زمينه دستيابي به آرمانهاي معقول خود اتحاد عمل داشتند، در فضاي جغرافيايي سرزمين هاي خود پراکنده بودند، به طبقات اجتماعي مختلفي تعلق داشتند و موفق شدند که همکاري ارتشيان را نيز جلب کنند.

مقاله آنگاه چنين ادامه مي يابد: رويدادهاي ايران، يادآورد حوادث صربستان، درست پيش از جنبشي است که به رهبري دانشجويان، اسلوبودان ميلوشوويچ را بر کنار کرد. در ايران نيز جنبشهاي ضد حکومتي نخست بايد انجام اصلاحاتي مشخص نظير پايان دادن به حق وتوي تصميمات پارلمان از سوي مذهبيون حاکم را مورد نظر قرار دهند. امري که قدرت آنها را بي اثر خواهد کرد.

در مرحله بعد ايرانيان نيز بايد همچون صربها وسوسه برگزاري اعتراضهاي شتاب زده در پايتخت را به کناري نهند و در عوض به ساماندهي اعتراضهايي در محله ها و شهرهاي سراسر کشور همت گمارند و به مردم عادي امکان دهند که بدون روبرو شدن با خطر به آنها بپيوندند.

اکرمن و دووال، نويسندگان مقاله کريستين ساينس مانيتور سپس ادامه مي دهند: کار پرزيدنت بوش در حمايت از دمکراسي واقعي مورد علاقه مردم ايران اقدام درستي بود و ساير رهبران جهان نيز بايد از او پيروي مي کنند، اما دولت بوش بايد در مقابل پيشنهادهاي مربوط به دامن زدن به يک شورش فراگير در ايران که ممکن است به خشونت گرايد، مقاومت ورزد، زيرا چنين واقعه اي تنها سرکوب بيشتر را به ارمغان خواهد آورد.

کريستين ساينس مانيتور سپس اين نظر را مطرح مي کند که اگرچه عوامل خارجي هرگز در اين تغيير آرام رژيمها تعيين کننده نبوده اند، ولي کمکهاي هدفمند به برنامه ريزي هاي مبارزات غير خشونت آميز مي تواند به يک استراتژي سالم و برخاسته از داخل کشور نيرو بخشد.

نويسندگان مقاله با اشاره به برخورداري ناراضيان صرب از کمکهاي مادي و معنوي غرب در مبارزه با حکومت ميلوشوويچ، از جمله دسترسي به وسايل ارتباطي لازم، اظهار عقيده مي کنند که هواداران دمکراسي در ايران از مهارت و آگاهي لازم براي از پيش بردن مبارزه غير خشونت آميز بي بهره اند. اما چنين مهارتها و آگاهي ها و يا منابعي، نبايد از طرف CIA و يا وزارت دفاع آمريکا، بلکه از سوي برنامه هاي گوناگون دمکراسي در غرب در اختيارشان قرار گيرد.

مقاله کريستين ساينس مانيتور با اين جملات پايان مي يابد: تحصينها و کف زدنهاي واشنگتن براي مبارزان هوادار دمکراسي در ايران کاري از پيش نخواهد برد، و به عکس چنين وانمود مي کند که تظاهر کنندگان هوادار دمکراسي در ايران، به دستور آمريکا عمل مي کنند و حمايتهاي پنهان از اقدامات خشونت آميز، آنان را نزد مردم ايران بي اعتبار مي کند.

چيزي که مورد نياز است افزايش مقاومت استراتژيک اپوزيسيون ايراني و اتحاد آنها در پشت هدفهاي روشن سياسي با برخورداري از شرکت قشرهاي وسيع تري از مردم و استفاده از تاکتيک افکندن جدايي بين روحانيون و حاميان نظامي آنان است. مردم ايران قابليت، فراست و قدرت آن را دارند که به يک چنين استراتژي تحقق بخشند، و همين هدف است که دمکراسي هاي جهان بايد به آن ياري رسانند.

راديو فردا

Wednesday, July 23, 2003

وبلاگ ايران اکنون وارد ليست سياه شد!

متاسفانه بنا به خبر منابع مطلع، اين وبلاگ هم به جمع سايتها و وبلاگهای سانسورشده جمهوری اسلامی اضافه شده است.
البته اين سانسور متوجه همه سرويس دهندگان اينترنت درايران نمی‌شود و بيشتر مربوط به سرويس دهندگانی می‌شود که از خطوط ارتباطی شرکت مخابرات ايران استفاده می‌کنند. ساير ISPها کماکان امکان استفاده از اين وبلاگ را خواهند داشت.

فهرست آخرين سايتها و بلاگهای ممنوع شده در زير آمده است:

akunews.org
babaknews.persianblog.com
tribun.com
mobarezan.com
azadegy.de
jonbesh.org
psf.persianblog.com
hallaj2.persianblog.com
hamishak.blogspot.com
1334.persianblog.com
18tir29khordad.persianblog.com
saghf.com
irannow.blogspot.com
jonbeshdaneshjo.persianblog.com
behzadfarahmand.blogspot.com
nok.persianblog.com
persiannote.blogspot.com
diackomand.persianblog.com
hoder.com
sobhaneh.com
opener.9tg.net
hemid.com
kanoon-zendanian.org
dfofd.de
jonge-khabar.com
nejat.info
hambastegi-baraie-iran.org
tadbir.topcities.com
iran-chabar.de
trife.com
anonymisers.com
safeproxy.org
guardster.com
proxyweb.net
noproxy.com
peek-a-booty.org
anonymizer.com
anonymize.net
surfola.com
webwarper.net
htthost.com
proxt22.com
megaproxy.com
sepadkhorasan.com

Tuesday, July 15, 2003

دختر عباس عبدي محتواي نامه او به رهبر جمهوري اسلامي را افشا كرد: «اتمام حجت»

روند احضار و بازداشت طرفداران اصلاحات در ايران شتاب مي گيرد. از آغاز اين هفته تا کنون سه روزنامه نگار اصلاحگرا به همکاران خود در زندان پيوستند. حسين باستاني، وحيد پور استاد و شهرام محمدي نيا. افزوده بر اين روزنامه هوادار اصلاحات همبستگي نيز توقيف شد. از سوي ديگر مصطفي تاج زاده عضو شواري مرکزي حزب مشارکت به دلايلي نامعلوم به دادگاه احضار شده است. در همين حال عضو ديگر اين حزب، عباس عبدي که 9 ماه است زنداني است، نامه اي عليه عملکرد قوه قضائيه نوشته و در آن تهديد به افشاگري کرده است. جمشيد زند نگاهي دارد به نامه آقاي عباس عبدي از زندان اوين تهران.
جمشيد زند (راديو فردا): مريم عبدي، دختر عباس عبدي پس از انتشار نامه پدرش، در خصوص تخلفات مسئولين پرونده و قاضي پرونده در روند رسيدگي به آن، در يک مصاحبه مطبوعاتي گفت که در آخرين ملاقاتي که داشتند آقاي عبدي نامه اي سي و دو صفحه اي به من داده تا آن را به دست ناطق نوري برسانم. زيرا ناطق نوري بيش از همه به آقاي خامنه اي دسترسي دارد.

مريم عبدي با تکذيب مورد خبر برخي روزنامه هاي که نوشته بودند در اين نامه عباس عبدي از آقاي خامنه اي درخواست کمک کرده گفت، اين نامه صرفا اتمام حجت است. مريم عبدي با اشاره به اين که هيچکدام از تعهدات انجام نشده است گفت، نه آقاي عبدي و نه ما علاقه اي به انتشار اين نامه و مواردي که در بند دال وجود دارد، نداشتيم. اما با شرايطي که ايجاد شده مجبور به اين کار شديم.

عباس عبدي در آغاز نامه 32 صفحه اي خود مي نويسد با اين که قصد نداشتم بنا به موقعيت کشور تا مدتهاي زيادي اين موارد را منعکس کنم، اما اکنون که پيمان خويش را با من نقض کرده و و مانع از آزاديم شدند و حکم به ظاهر قانوني را به اجرا گذاشته اند، چاره اي ندارم جز اين که متن واقعي اين پرونده را ابتدا نزد عده اي از علاقمندان به نظام منعکس کنم.

عباس عبدي سپس درباره ماجراي دستگيري، بازجويي ها و تفهيم اتهام از سوي قاضي سعيد مرتضوي مي نويسد: اقاي مرتضوي در برخي از بازجوييها شرکت مي کرد و به علاوه در بازجوييها دخالت مي کرد. دستور کم و زياد کردن پاسخها را مي داد. حتي يک بار گفت که براي بچه کوچک او هم فکري شده است. عبدي در ادامه نامه خود مي نويسد يک شب آقاي مرتضوي آمد و شروع به تهديد و ارعاب کرد که به او گفتم فکر نمي کنم اين روشها پاسخ مثبتي بيابد. بايد راه جديدي پيدا کني. وي گفت همين کار را هم کرده ايم و شروع آن صدور حکم اعدام هاشم آغاجري است.

عباس عبدي در اين نامه به حضور سعيد مرتضوي در بيند زندان، بدون حضور بازجوها اشاره مي کند و مي گويد در اين ديدار آقاي مرتضوي در باره يک سند صحبت کرد که فعلا به دلايل مسائل کلي نظام از صحبت در اين مورد خودداري مي کنم. و طي اين مدت فهميده ام که کل قضيه جعلي است و اطلاعات به کلي سري را از جاي ديگر گرفته و حتي بي آن که آن را به من نشان بدهند، آن را روي پرونده گذاشته و از همه بدتر اين که قضيه را کاملا افشا کرده اند. به گفته عباس عبدي اين سندي است بازجوها گفته اند وجود آن در پرونده به صلاح نيست.

عباس عبدي در بخشي از نامه 32 صفحه اي خود درباره قطعي شدن توافق با مسئولان رسيدگي به پرونده مي گويد: پس از تعطيلات براي دسترسي خانواده اش، تصميم مي گيرد برا ي نجات جان خانواده خود با آنان همکاري کند. به گفته او طبق تواقق به دست آمده قرار شده بود که حداکثر سه روز پس از انجام دادگاه آزاد شود و حکم صادره هم در مسيرهاي طولاني مد در آينده نامعلومي خواهد داشت. به گفته آقاي عبدي حتي بر سر مبلغ وديعه هم در طرف با هم توافق کرده بوند.

عباس عبدي در نامه خود به متن 120 صفحه اي ادعا نامه اشاره مي کند که حتي فرصت کافي براي خواندن آن نداشته و براساس توافقي که با بازجوها و قاضي مرتضوي کرده بود، به گفته خودش بر حسب عناوين گفته شده بازجوها ادعانامه اي در 7 صفحه رقيق نوشته است که با مخالفت آنان روبرو شده و او مجبور به تصحيح و و تکميل آن شده است. آقاي عبدي در اين نامه مي نويسد قاضي مرتضوي پس از برگزاري دادگاه بند دال از او خواسته که با تلويزيون مصاحبه کرده و سه نکته را مطرح کند. انجام دادگاه غيرعلني، ارائه دفاعيه هفت صفحه اي و اين که اين دفاعيات تحت فشار نبوده است که او مورد سوم را نپذيرفته است. عباس عبدي در نامه خود پس از توضيح در مورد سکونت دو ماهه در يک آپارتمان و بازگشت به زندان اوين و عهد شکني مسئولان پرونده براي آزاد ساختن او چندين راه را در پيش مسئولان نظام قرار مي دهد.

او مي نويسد مرا طبق قرار قبلي نظام و توافق شده آزاد کنند و من نيز مقيد به آنچه گفته ام هستم. او راه حل دوم را بررسي دادگاه تجديد نظر ذکر کرد و در مورد سومين راه نوشته است که رسما به من اعلام کنند که تقصر خودت است و نبايد با سيستم پيمان شکن عهد مي بستي. عباس عبدي در بخش ديگري از نامه خود مي نويسد بازجوي جديد به او گفته است بايد براي مناظره با بري روزن و طرح خروج از حاکميت و شرکت در کنفرانس قبرس و طرح مساله عبور از خاتمي هزينه بپردازد. مريم عبدي هم در مصاحبه خود گفته است که پدرش به خاطر رعايت مصالح کشور برخي از مطالب را نگفته است. او با استناد به منابع موثق گفته است که پدرش بار ديگر ممنوع الملاقات شده و همچنان در بند 325 زندان اوين نگهداري مي شود.

راديو فردا

ابراهيم نبوي: از آقاي خاتمي استدعا مي شود بفرمايند مردم به چه زباني بگويند که استعفاء دهيد

ابراهيم نبوي، طنز نويس سرشناس نوشت: آقاي خاتمي فرموده اند اگر از من بخواهند استعفاء مي دهم. استدعاي عاجزانه مي شود بگويند که مردم به چه زباني و در کجا بايد اين نظر را اعلام کنند: در راهپيمايي، در تظاهرات، در نشست اعتراض آميز، در اعتصاب غذا؟ فرض کنيد خداي ناکرده بخواهند اين حرف را بزنند. جايي را سراغ داريد که صد نفر آدم بتوانند در آنجا جمع شوند و دستگير نشوند؟

راديو فردا

بازهم بازداشت روزنامه نگاران در ايران

ايرج رستگار، مديرمسئول هفته‌ نامه‌ توقيف شده‌ "توانا" صبح روز دوشنبه (14 ژوئيه) از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، وی پس از مراجعه به دادگاه و عدم امکان پرداخت وثيقه 20 ميليون تومانی، بازداشت شد.

هفته نامه توانا، دو سال پيش به حکم قاضی سعيد مرتضوی که اکنون دادستان عمومی و انقلاب تهران است، توقيف شد.

پيشتر و در ادامه بازداشت روزنامه نگاران ايران حسين باستانی و وحيد پوراستاد اعضای شورای سردبيری روزنامه ياس نو روز شنبه (12 ژوئيه) بازداشت شدند.

آقای باستانی علاوه بر فعاليت در روزنامه ياس نو از کارمندان نهاد رياست جمهوری بوده است. آقای پور استاد نيز فعاليتهای حقوقی دارد.

مسعود بهنود، روزنامه نگار، به بخش فارسی بی بی سی گفت که سعيد رضوی فقيه که او هم اخيرا دستگير شد از جمله دست اندرکاران تحريه روزنامه ياس نو بود و با برخی ديگر از روزنامه های اصلاح طلب همکاری داشت.

آقای بهنود معتقد است يکی از دلايل اصلی عدم دستگيری آقای باستانی در چند سال اخير حضور او در دفتر رياست جمهوری بوده است و دستگيری آقای باستانی اکنون به عبارتی نشانگر آن است که بازداشتها از سوی جناح محافظه کار تا حلقه اطراف آقای محمد خاتمی، رئيس جمهور، نيز رسيده است.

بي‌بی‌سی

Saturday, July 12, 2003

پيگيري ضرب و شتم منجر به اغماي زهرا كاظمي، عكاس 54 ساله كانادائي-ايراني

رضا معيني، مسئول ايران در سازمان خبرنگاران بدون مرز در مصاحبه با راديوفردا مي گويد مسئوليت صدمات وارده به زهرا كاظمي مستقيما متوجه مقامات جمهوري اسلامي است. سعيد سلطانپور، كانون انديشه، گفتگو و حقوق بشر، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد در پاسخ به نامه اين كانون، از وزارت امورخارجه كانادا اطلاع دادند كه به زودي پزشك مستقل از كانادا براي معاينه زهرا كاظمي به ايران اعزام مي شود. زهرا کاظمي، خبرنگارعكاس 54 ساله ايراني – کانادايي دو هفته پيش در تهران دستگير شد و دو روز بعد از دستگيري در حالت اغما با آثار ضرب و شتم به روي صورت و بدن، به بيمارستان منتقل شد و ممكن است دچار شکستگي جمجمه و مرگ مغزي شده باشد.

راديو فردا

رئيس جمهوري اسلامي بارديگر تهديد كرد استعفا مي دهد!

حجت الاسلام محمد خاتمي، رئيس جمهوري اسلامي، در تازه ترين سخناني كه صدا و سيما آن را با سانسور پخش كرد، گفت: اگر اين ملت بگويند شما را نمي خواهيم، كنار خواهيم رفت. اين نخستين باري نيست كه وي تهديد به كناره گيري مي كند. در شش سالي كه از رياست جمهوري وي مي گذرد، دو لايحه اي كه دوران خاتمي با آن رنگ خورده است، همچنان وضع مبهمي دارد و خاتمي همچنان از ارجاع آن به مجمع تشخيص مصلحت نظام امتناع مي كند. خاتمي در حالي كوشيد جاي از دست رفته خود را در بسياري از دلها بازيابد كه به گفته تحليلگران، ديگر هيچ روشنفكر و انديشمند شاخصي در كنار انقلاب اسلامي برجاي نمانده است و بسياري از روشنفكران ايراني خواستار همه پرسي و تغيير قانون اساسي جمهوري اسلامي شده اند و بي پرواي يند و زندان به اين نتيجه رسيده اند كه بعد از گذشت نزديك به يك ربع قرن، راه رستگاري ايران از ميدان انقلاب اسلامي نمي گذرد.

راديو فردا

جمهوري اسلامي از نروژ خواهان مجازات عاملان حمله به سفارتخانه اين كشور در اسلو شد

بدنبال حمله اخير اعضاي سازمان مجاهدين خلق به ساختمان سفارتخانه جمهوري اسلامي در اسلو، دولت جمهوري اسلامي رسما به دولت نروژ اعتراض كرد. در اين اعتراضنامه كه توسط وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي تحويل كاردار نروژ در تهران گرديد، از دولت نروژ خواسته شد عاملان حمله را مجازات كرده و غرامت خرابي ها را بپردازد. كاردار سفارت نروژ در تهران از جانب دولت خود پوزش طلبيد و اظهار اميدواري كرد كه واقعه ياد شده بر روابط دو كشور اثر نگذارد.

راديو فردا

مجمع نمايندگان جنبش دانشجوئي در مجلس شوراي اسلامي خواستار عدم مداخله سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در امور سياسي شد

اردوان نيکنام (راديو فردا): مجمع نمايندگان جنبش دانشجويي در مجلس شوراي اسلامي در نامه سرگشاده اي به يحيي رحيم صفوي، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خواسته است که نيروهاي انتظامي وارد مسايل سياسي نشوند.
مسعود ملک (راديو فردا): در نامه اي که از سوي خبرگزاري ايرنا پخش شد، 4 نماينده مجلس از رحيم صفوي، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب خواستند که اجازه ندهد نيروهاي مسلح وارد صحنه سياسي شوند و موضع بگيرند.

سپاه پاسداران انقلاب، دومين نيروي نظامي در کنار ارتش سنتي و قهرمانان جنگ 8 ساله ايران و عراق، از سوي اصلاح طلبان متهم به پشت سر جناح محافظه کاران بودن و موضع گيري عليه اقدامات اصلاحي محمد خاتمي، رئيس جمهوري شده است. اطلاح طلبان مي گويند که سپاه پاسداران به عنوان يک نيروي شبه نظامي بر اساس قانون اساسي از موضع گيري سياسي منع شده است.

در پي شورشهاي سياسي سال 1999، 24 تن از فرماهندهان سپاه پاسداران انقلاب به آقاي خاتمي هشدار داده بودند که نظام اسلامي را فداي دموکراسي نکند. آن اولتيماتوم در کميان طرفداران اصلاحات خاتمي و دانشجويان موجب ترس از کودتا شد. صفوي در حالي که حمايت کامل خود را از رئيس جمهوري اعلام کرد، گمانه زني درباره يک کودتاي احتمالي را شديدا مردود دانست.

سپاه پاسداران انقلاب به رهبر جمهوري اسلامي وفادار است و همچنين از سوي دانشجويان متهم سده است که به همراه قوه قضائيه مسئول دستگيري دست جمعي دانشجويان معترض بوده است.

بر اساس اعلام قوه قضائيه بيش از 4 هزار تن در حين ناآرامي هاي اخير دستگير شده اند که نيمي از آنان هنوز در زندان به سر مي برند و منتظر محاکمه هستند. هنوز هيچگونه گزارش رسمي درباره بازداشت شدگان تظاهرات چهارشنبه گذشته در دست نيست.

راديو فردا

Friday, July 11, 2003

رضايي بابادي تعداد تقريبي دستگيرشدگان روز چهارشنبه را 250 نفر اعلام كرد

معاون سياسي امنيتي استاندار تهران، تعداد تقريبي دستگيرشدگان در روز چهارشنبه را 250 نفر اعلام كرد.
رضايي بابادي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، با بيان اين مطلب اظهار داشت: طي ديروز و امروز، تعدادي از اين افراد، بعد از بررسي تيم‌هاي بازرسي و بازجويي، هم‌چنين مشخص‌شدن اين‌كه دخالتي در ايجاد ناآرامي‌ها نداشتند، به تدريج آزاد شده‌اند و به نظر مي‌رسد كه اين روند ادامه خواهد داشت.
وي هم‌چنين درباره‌ي ماهيت اين دستگيرشدگان و اين‌كه آنها از چه اقشاري هستند، اظهار بي‌اطلاعي كرد.

خبرگزاری ايسنا

60 نفر چه کسانی هستند؟

به نظر می رسد حنبش دمکراسی خواهانه مردم ایران روزهای سخت تری در پیش رو دارد.

به دنبال انتشار نامه محمد رضا خاتمی دبیر کل جبهه مشارکت ایران اسلامی به رییس جمهور خاتمی که در آن نسبت به اخذ اعترافات ساختگی علیه 60 نفر از فعالان سیاسی هشدار داده شده گمانه زنی پیرامون اسامی این 60نفر در محافل سیاسی افزایش یافته است.این موضوع در عین حال نشان دهنده روزهای سخت پیش روی حنبش دمکراسی خواهانه مردم ایران است که صبر و استقامت بیش از پیش می طلبد.اسامی فوق الاشاره که ناشی از گمانه زنی محافل سیاسی است به شرح زیر می باشد:

رضا خاتمی-بهزاد نبوی-تاج زاده-حجاریان-آرمین-جلایی پور-موسوی خویینی-حقیقت جو-تاجر نیا-سعیدی-یوسفیان-شیرزاد-کولایی-میردامادی-رمضان زاده-معین-محدث-ظریفیان-سحابی-پیمان-علیجانی-صابر-رحمانی-سازگارا-ابراهيم يزدي و...
همانطور که اشاره شد این اسامی تنها بر پایه گمانه زنی های فعالان سیاسی بوده و در صورتی که اطلاعاتی از سوی منایع مطلع !!!منتشر شود در اختیار خوانندگان محترم قرار خواهد گرفت.

خبرنامه اميرکبير

خاتمي بگويد در چه شرايطي استعفا مي دهد؟

مهدي حبيبي دبير انجمن پلي تكنيك گفت:اين که از طريق رسانه ملي سعي شود به طريقي اين جريان آزاديخواهي و دموکراسي طلبي را يک جريان لمپن تفسير کنند، چيزي را عوض نخواهد کرد.

مهدي حبيبي (دبير انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير): آقاي خاتمي بارها گفته اند که اگر من نتوانم کاري را انجام دهم، مي گويم. ما انتظار نداريم استعفا دهند چون شايد اين انتظار از ايشان انتظار بي جايي باشد. آقاي خاتمي همواره مصالح پنهان نظام را بر مطالبات به حق ملت ترجيح داده است، منتهي ما از آقاي خاتمي يک انتظار داريم و آن اين است که شرايطي را که به گفته خودشان اگر نتواند، در ان شرايط مي روند را شفاف به مردم بگويند که در چه صورتي ايشان مي روند. از قضا ما معتقديم بخشهايي برخوردهايي که امروز دارد مي شود، تاثير کوتاهي جريان اصلاح طلب در حاکميت است. يعني اين که يک عده اي از اصلاح طلبان حکومتي مصاحبه مي کنند و بخشي از جريان دانشجويي را در کشور ما به تندروي متهم مي کنند کلا زمينه برخورد و دستگيريها را فراهم مي کند. لذا جريان دانشجويي امروز در کشور ما خوشبختانه يک جريان مستقلي شده و صرف نظر از همراهي يا عدم همراهي اصلاح طلبان حکومتي، مسير خود را به سمت ايجاد يک جامعه و نظم دموکراتيک خواهد پيمود.

سوال:آقاي حبيبي، حتما شنيده ايد که بعضي از مسئولان گفته اند که 360 تشکل دانشجويي پايگاه يا پادوي دشمن هستند و حتي صدا و سيما آنان را لمپن خوانده است. در اين باره چطور فکر مي کنيد؟

مهدي حبيبي: اولا اينکه تشکلهايي که با ما هستند و به ايجاد يک نظام دموکراتيک اعتقاد دارند، و به حق انتخاب مردم و به آزادي بيان و عقيده احترام مي گذارند، واقعا تعدادشان از 360 تا خيلي کمتر است. طي روزهاي مختلف در ورزشگاههاي مختلف کنسرتهاي موسيقي گذاشته شده و به کساني که اجازه خواندن در ايران را نداشته اند، در اين روزها اجازه داده اند.

مطمئن باشيد به مردم به اين دليل که اوقات فراغتشان پر شده نمي گويند آزاديم. جريان دانشجويي همواره هزينه آزادي و عدالت طلبيش را داده است. از طرفي به اعتقاد ما هدف برخوردهاييکه به يک شيوه زننده اي با اسلحه انجام مي شود کشف حقيقت نيست، بلکه سيستم قضايي جمهوري اسلامي دست يک عده آدم ماجراجويي است که از آرتيست بازي خوششان مي آيد. اين شيوه برخورد باعث خواهد شد که منابع توليد فکر را در داخل کشور از بين ببرد و سعي کند که يک فضاي رعب و وحشت را بر کشور ما حاکم کند. اين که از طريق رسانه ملي سعي شود به طريقي اين جريان آزاديخواهي و دموکراسي طلبي را يک جريان لمپن تفسير کنند، چيزي را عوض نخواهد کرد. امروز آزادي، ايجاد يک نظام مردم سالار، و تن دادن به حقوق بشر در کشور ما يک خواست همگاني است. فکر مي کنم بايد به حافظه تاريخيمان رجوع کنيم. به اعتقاد ما اين شيوه برخوردها در دراز مدت قطعا جواب نخواهد داد.

سوال: آقاي حبيبي، جنبش دانشجويي، تحصن، تجمع، صدور بيانيه ها، و حتي اعتصاب غذا را آزمود. اما تاکنون شاهد بوده ايم که رفته رفته فشار بر آنان بيشتر شده است. در اين صورت گام بعدي شما چه خواهد بود؟

مهدي حبيبي: وقتي که از طريق پيگيريها از مراجع انتخابي حکومت پاسخي نمي رسد و احساس مي کنند که به دليل صلب بودن اعتبار قدرت در ايران نمي تواند از اين طريق به مطالباتش دست پيدا کند، اطلاحات از بالا و اصلاحات پارلماني با شکست مواجه مي شود، طرح تبيين اختيار رياست جمهور و طرح لغو نظارت استصوابي به خوبي بيانگر و ضعيت کشور و نظام است. ما از سوي برخي از اصلاح طلبان به تندروي متهم مي شويم. خوشحاليم که امروز، بالاخره بزرگان اصلاح طلب هم دريافته اند که منطق انحصار طلبان هرگونه آرامشي يعني تسليم.

سوال: آقاي حبيبي، برخي از تحليلگران مي گويند که يکي از دلايل به نتيجه نرسيدن اعتراضات جنبش دانشجويي اين است که بين اين گروهها شکاف وجود دارد يا يک اتفاق نظر اجمالي وجود ندارد. آيا اين طور است؟

مهدي حبيبي: متاسفانه در سالهاي اخير، نهادهاي امنيتي و بخشهايي از حاکميت جمهوري اسلامي سعي کرده اند در انجمنهاي اسلامي به عنوان تنها گروههايي در دانشگاههاي کشور ما که اجازه فعاليت دارند، يک موازي سازي کنند و اين انجمنها را از مسير اصلي خود منحرف کنند. آن بخشي که با خواست اکثريت کشور ما مخالفت مي کند، جريان دانشجويي نيست. بخشي است که مجري ايدئولوژي رسمي حاکميت ايران است.

اگر اينها فکر مي کنند که اين قدر در جامعه دانشگاهي ما پايگاه دارند، ما از اين استقبال مي کنيم که در سطح دانشگاهها يک رفراندوم بگذاريم و اگر آقايان مدعي هستند که اينقدر طرفدار دارند، چرا از اين که به آراي عمومي دانشجويان مراجعه کنيم واهمه دارند؟

خبرنامه اميرکبير

گزارشی در خصوص مسدود کردن سايت امير کبير در داخل ايران

طبق دستوري كه وزارت اطلاعات ايران به ا اس پي ها ومراكز اينترنتي داده است سايت خبرنامه امير كبيرمسدود شده واز صبح جمعه 20تير ماه كاربران با پيام فيلتر گذاري اين سايت مواجه مي شوند! اين سايت كه متعلق به انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير كبير مي باشدو در واقع بيانگر نظرات دفتر تحكيم وحدت بزرگترين تشكيلات دانشجوئي ايران مي باشد به دلايلي از جمله پرداختن تقريبا اختصاصي به مسايل دانشجويان وشجاعت وصراحت در بيان نظرات وانتقادات به رژيم واطلاع رساني دقيق و بهنگام وسريع به خصوص در طول يكماه گذشته با اوج گيري اعتراضات دانشجوئي اين سايت بااعلام اخباراين اعتراضات درسراسر كشور به مهمترين منبع خبري در اين زمينه تبديل شده بود.
واز طرفي با تبليغ ومعرفي اين سايت از سوي خود مردم ودانشجويان به يكديگربتدريج اين سايت خبري گوي سبقت را از رقباي مسن تر ومحافظه كارتر داخل كشور مانند ،،رويداد،،و،،امروز،،ربوده وبه پرببيننده ترين سايت خبري داخل كشور .در مورد اعتراضات اخير تبديل شده بود.و روزبه روزبينندگان ان افزايش مي يافت.وبا توجه به دسترسي گردانندگان ان كه در بطن وقايع اخير بودند.
اين سايت به منبع خبري مستند برخي از سايتهاي خبري معتبر بين المللي نيز تبديل شده بود.
مثلا اين سايت براي اولين باربا انتشارتصاويري تكان دهنده از جنايات خوابگاه طرشت توجه بسياري مردم داخل وخارج كشور ورسانه هاي بين المللي را به عمق جنايات مزدوران رژيم جلب كرد
به هرحال مسدود كردن اين سايت كه اولين سايت خبري مسدود شده توسط رژيم مي باشد نشان از نگراني و وحشت شديد رژيم از فعاليت اطلاع رساني در زمينه اعتراضات دانشجوئي ودر ادامه برخورد سركوبگرانه با روشنگريهاي دفتر تحكيم وحدت بويژه پس از نامه تاريخي وشجاعانه وافشاگرانه ان به دبير كل سازمان ملل در مورد نقض گسترده منشور ملل وحقوق بشر در ايران ودر پي ان بيانيه هاي تشكلهاي اقماري ان كه بطور بي سابقه از ظلم وبيداد گري ان سخن گفته و به صراحت راه خود را از نظام وحكومت جدا اعلام كرده بودند، ميباشد البته اين روشها نخواهد توانست مانع از اطلاع مردم از حقايق و وقايع جنبش خروشان دانشجوئي گردد.
گفتني است هنوز توسط بر خي معدود مراكز اينترنتي اين سايت قابل مشاهده است كه به نظر مي رسد ظرف چند روز اينده انها نيز مجبور به نصب فيلتر بر روي اين سايت گردند.

پيک ايران

تجمع و درگیری در خیابان رباط اصفهان

از حدود ساعت 30/9 پنجشنبه شب 19 تیر جمعی از مردم معترض شهر اصفهان در خیابان رباط دست به یک تجمع اعتراضی زدند. این تجمع که با حضور 150 تا 200 نفر از دختران و پسران جوان شکل گرفته بود، مورد استقبال اهالی محل قرار گرفت، و بر تعداد آنان هر لحظه اضافه می شد. این تجمع در ساعت 30/10 مورد هجوم وحشیانه عوامل سرکوبگر رژیم قرار گرفت، که جوانان اصفهانی به درگیری با نیروهای سرکوبگر پرداخته و به دسته های کوچکتر تقسیم شده و درگیری ها را به کوچه های فرعی کشاندند و با کمین گذاری در محل های شناخته شده با عناصر سرکوبگر به زد و خورد پرداختند. بنا بر همین گزارش درگیری ها تا ساعت 12 شب ( ساعت مخابره خبر ) در کوچه های خیابان رباط ادامه دارد و صدای گلوله بطور متناوب شنیده می شود. در جریان این تجمع اعتراضی تعدادی دستگیر و زخمی شدند که از آمار آنان اطلاع دقیقی در دست نیست.

پيک ايران

تظاهرات ضد حكومتي به مناسبت سالگرد حمله پليس جمهوري اسلامي به كوي دانشگاه: فقدان برنامه ريزي و ارتباطات ميان مخالفان حكومت

مهدي خلجي (راديو فردا): خبرگزاري رويتر در گزارشي تحليلي در مورد حرکتهاي اعتراضي چهارشنبه شب در تهران مي‌نويسد: هواداران دموکراسي در ايران در شرايطي که دچار ارعاب نيروهاي حکومتي و نبود رهبري و سازماندهي هستند، آينده اي ناروشن پيش رو دارند.
اردوان نيکنام (راديو فردا): پال هيوز، خبرنگار رويتر در گزارش خود از تهران مي‌نويسد: گذشته از درگيريهاي پراکنده ميان پليس، جوانان، و اسلامگرايان تندرو اين اعتراضات بي هيچ حادثه اي سپري شد. نشاني از شعارهاي تندي که در 10 شب تظاهرات در تهران عليه حکومت اسلامي داده مي‌شد، در ميان نبود. يک ديپلمات خارجي که براي تماشاي وقايع به صحنه رفته بود به خبرگزاري رويتر گفت: نام اين را حتي نمي شود تظاهرات گذاشت. بيشتر مردم در اتومبيلهاي خود نشسته بودند و حتي از بوق زدن بيم داشتند. من اصلا تصور نمي کنم که حکومت اسلامي در حال تزلزل باشد. بر خلاف تظاهرات شبانه ماه گذشته نيروي انتظامي، پليس ضد شورش و نيروهاي لباس شخصي کاملا آماده برخورد با هر حرکتي بودند. به گفته يک ديپلمات اروپايي، ارعاب در اين ميان نقشي مهم بازي مي‌کند. شمار چنداني از مردم حاضر به کتک خوردن يا بازداشت شدن نيستند. اين گزارش مي‌افزايد: ارتباطات يک نقطه ضعيف ديگر براي تظاهر کنندگان است. چهارشنبه شب ارتباط با تلفنهاي همراه در سطح گسترده قطع شد. به رسانه هاي داخلي و بين المللي اکيدا توصيه شده بود که خبري از تظاهرات مخابره نکنند و در همين حال، کانالهاي ماهواره اي فارسي زبان که از امريکا براي ايران برنامه پخش مي‌کنند با پارازيتهاي سنگين روبرو شده بودند. شمار بسياري از تحليلگران بر اين باورند که موج اخير اعتراضات وارد دوره اي از رکود خواهد شد، هر چند ممکن است بدون پيش آگهي بار ديگر فوران کند. يک ديپلمات اروپايي به رويتر مي‌گويد: خشم انباشته وجود دارد، اما براي بيرون ريختن اين خشم به يک کاتاليزور نياز است، يعني نياز به يک آرمان، يک سازمان، و يک رهبري و اين کاري بزرگ است. حسين رسام، تحليلگر سياسي به رويتر مي‌گويد: شکايتهاي مردم طيف وسيعي را در بر مي‌گيرد. برخي خواهان مردم سالاري هستند، برهي ديگر آزاديهاي اجتماعي، و شماري هم تنها خواهان شغل و کاهش تورم هستند. به گفته وي مردم نياز به يک آرمان مشترک و بستري براي بيان خشم خود دارند. در اين حال مهدي حبيبي، يکي از اعضاي ارشد دفتر تحکيم وحدت، بزرگترين تشکل دانشجويي اصلاحگرا در ايران به رويتر مي‌گويد: در اين کشور هر کس از هر گروه و طبقه اي خواهان دموکراسي و رعايت حقوق بشر است. وي مي‌افزايد: جهان امروز براي ديکتاتورها و رژيمهاي ديکتاتوري بسيار کوچک است.

تظاهرات ضد حكومتي به مناسبت سالگرد حمله پليس جمهوري اسلامي به كوي دانشگاه: فقدان برنامه ريزي و ارتباطات ميان مخالفان حكومت

مهدي خلجي (راديو فردا): خبرگزاري رويتر در گزارشي تحليلي در مورد حرکتهاي اعتراضي چهارشنبه شب در تهران مي‌نويسد: هواداران دموکراسي در ايران در شرايطي که دچار ارعاب نيروهاي حکومتي و نبود رهبري و سازماندهي هستند، آينده اي ناروشن پيش رو دارند.
اردوان نيکنام (راديو فردا): پال هيوز، خبرنگار رويتر در گزارش خود از تهران مي‌نويسد: گذشته از درگيريهاي پراکنده ميان پليس، جوانان، و اسلامگرايان تندرو اين اعتراضات بي هيچ حادثه اي سپري شد. نشاني از شعارهاي تندي که در 10 شب تظاهرات در تهران عليه حکومت اسلامي داده مي‌شد، در ميان نبود. يک ديپلمات خارجي که براي تماشاي وقايع به صحنه رفته بود به خبرگزاري رويتر گفت: نام اين را حتي نمي شود تظاهرات گذاشت. بيشتر مردم در اتومبيلهاي خود نشسته بودند و حتي از بوق زدن بيم داشتند. من اصلا تصور نمي کنم که حکومت اسلامي در حال تزلزل باشد. بر خلاف تظاهرات شبانه ماه گذشته نيروي انتظامي، پليس ضد شورش و نيروهاي لباس شخصي کاملا آماده برخورد با هر حرکتي بودند. به گفته يک ديپلمات اروپايي، ارعاب در اين ميان نقشي مهم بازي مي‌کند. شمار چنداني از مردم حاضر به کتک خوردن يا بازداشت شدن نيستند. اين گزارش مي‌افزايد: ارتباطات يک نقطه ضعيف ديگر براي تظاهر کنندگان است. چهارشنبه شب ارتباط با تلفنهاي همراه در سطح گسترده قطع شد. به رسانه هاي داخلي و بين المللي اکيدا توصيه شده بود که خبري از تظاهرات مخابره نکنند و در همين حال، کانالهاي ماهواره اي فارسي زبان که از امريکا براي ايران برنامه پخش مي‌کنند با پارازيتهاي سنگين روبرو شده بودند. شمار بسياري از تحليلگران بر اين باورند که موج اخير اعتراضات وارد دوره اي از رکود خواهد شد، هر چند ممکن است بدون پيش آگهي بار ديگر فوران کند. يک ديپلمات اروپايي به رويتر مي‌گويد: خشم انباشته وجود دارد، اما براي بيرون ريختن اين خشم به يک کاتاليزور نياز است، يعني نياز به يک آرمان، يک سازمان، و يک رهبري و اين کاري بزرگ است. حسين رسام، تحليلگر سياسي به رويتر مي‌گويد: شکايتهاي مردم طيف وسيعي را در بر مي‌گيرد. برخي خواهان مردم سالاري هستند، برهي ديگر آزاديهاي اجتماعي، و شماري هم تنها خواهان شغل و کاهش تورم هستند. به گفته وي مردم نياز به يک آرمان مشترک و بستري براي بيان خشم خود دارند. در اين حال مهدي حبيبي، يکي از اعضاي ارشد دفتر تحکيم وحدت، بزرگترين تشکل دانشجويي اصلاحگرا در ايران به رويتر مي‌گويد: در اين کشور هر کس از هر گروه و طبقه اي خواهان دموکراسي و رعايت حقوق بشر است. وي مي‌افزايد: جهان امروز براي ديکتاتورها و رژيمهاي ديکتاتوري بسيار کوچک است.

بيانيه دانشجويان دانشگاههای شيراز و علوم پزشکی : فعالين جنبش دانشجوئی يکی پس از ديگری بدست انصار جهالت ربوده ميشوند ؛ از 21 تير دست به اعتصاب غذا خواهيم زد

This page is powered by Blogger. Isn't yours?